مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

555

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> پس شما بايد در لابلاى ديوارها ، راه‌ها وساختمان‌ها با آن‌ها جنگ كنيد ، سواران‌را بر ميمنه وميسره آن‌ها مسلط كنيد وهر دسته از سواران را با دستهء ديگر مقرون كنيد كه پشتيبان باشد . چنانچه آن‌ها بر يك دسته حمله كنند ، دستهء ديگر بتواند نجات يابد وجنگ را از سر گيرد . هر دسته از سواران در جنگ ، گريز ، نبرد وستيز گاهى حمله كند وگاهى عقب بنشيند واگر يك صف واحد داشته باشيد ورجاله دشمن بر شما حمله كند وشما عقب بنشينيد ، ميدان را از دست مىدهيد ، دچار شكست مىشويد وناگزير تن به گريز خواهيد داد . » آن‌گاه زفر با آن‌ها وداع كرد ، برگشت وبراي پيروزى آنان دعا خواند . آن‌ها هم براي أو دعا وثنا گفتند ورفتند . بعد از آن سوى محل عين الورده با شتاب روانه شدند . در غرب آن لشگر زدند ومدت پنج روز أقامت واستراحت كردند . لشگرهاى شام هم رسيدند تا به فاصلهء يك روز راه از عين الورده لشگر زدند . سليمان ميان ياران خود برخاست ، آخرت را وصف كرد ، مردم را به لطف آخرت تشويق وتحريض نمود وگفت : « اما بعد دشمنى كه شما به قصد أو راه‌ها را پيموديد ، خود آمده است . شما روزها وشب‌ها راه‌ها را طي كرديد ورنج برديد تا رسيديد . اكنون جنگ را با جانبازى استقبال وپايدارى وبردبارى كنيد كه خداوند يار صابرين است . هرگز هيج يك از شما پشت به آنها ندهد ، مگر اين كه قصد جانبازى وپيچ وخم داشته باشد يا بخواهد ياران خود را يارى كند . شما هم كسى را كه پشت مىكند مكشيد ، مگر اين كه بعد از گرفتارى با شما جنگ كند . اين سيره ، رفتار وآيين على بود كه ميان پيروان خود مانده است . » بعد از آن گفت : « اگر من كشته شوم ، مسيب بن نجبه أمير شما خواهد بود ، واگر أو هم كشته شود ، عبداللَّه‌بن سعد بن نفيل أمير خواهدبود ، واگر أو هم كشته شود ، عبداللَّه بن وال ، وبعد از قتل أو رفاعه ابن‌شداد أمير شما خواهد بود . خداوند كسى را بيامرزد كه جانبازى أو از روى صدق ، اخلاص وبه عهد خود وفا كرده باشد . » بعد از آن مسيب را با چهار صد سوار روانه كرد وگفت : « اگر سپاه دشمن را ديدى ، بدون تأمل بر آن‌ها حمله كن . اگر پيروز شدى ، چه بهتر وگرنه برگرد ، ولى يكى از اتباع خود را تنها وبىيار مگذار . بكوش كه همه را برگردانى . » أو يك شبانه روز رفت ، سحرگاه استراحت كرد وعده فرستاد كه أسير بگيرند تا بر أوضاع اطلاع حاصل كند . يك مرد بدوي ( اعرابى ) ديدند واز أو پرسيدند . أو گفت : « نزديك‌ترين لشگر آن‌ها به تو لشگر شرحبيل بن ذي الكلاع است كه به فاصلهء يك ميل از تو دور مىباشد . ميان أو وحصين بن نمير بر سر فرماندهى لشگر اختلاف پديد آمده كه هر يكى از آن دو ادعا مىكند أو أمير است وهر دو منتظر تعيين تكليف ابن زياد مىباشند . » مسيب وعدّهء أو شتاب كردند تا به دشمن رسيدند ، در حالي كه دشمن آسوده ودر غفلت از حملهء آن‌ها بود .